
این هفتهکه شروعش با میلاد جواد الائمه ، دردانه امام رضا بود برای همین صبح شنبه وقتی میخواستم لباس بپوشم ازآنجایی که مانتوی زرشکی رو برای پوشیدن انتخاب کرده بودم وقتی سراغ انتخاب رنگ مقنعه رفتم چشمم افتاد به روسری صورتی بلندی که داشتم و یهو دلم خواست که اونو بپوشم ولی خب جلوی خودموو گرفتم و آخرش تیپ...
ادامه مطلب
امسال برای روز پدر همه باهم توافق کردیم که برای بابا گوشی بخریم و من و وحید دیشب رفتیم خرید گوشی و با توجه به بودجه و برآورد نیاز برای بابا یک گوشی سامسونگ Glaxy J3 خریدیم و امروز همه باهم کادمون رو تقدیم بابا کردیم خب امیدوارم که بضاعت اندک ما رو به بزرگی خودش ببخشه و کادومون مقبول باشه [ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ ] [ 20:52 ] [ خودم می دونم کیم دیگه!!! ] [ ] ...
ادامه مطلب
راستش افتادم تو فاز کل کل کردن با رئیس یعنی خب کلانم مقصر خودش بود منو مجبور کرد یک قولی بدم که عملا بی معنی بود و من خودم اون وظایف رو قبلشم انجام می دادم ولی وقتی ازم خواست مثل سوگند نامه بقراط تکرار کنم براش که من این وظایف را در مدت یکسال به عهده خواهم گرفت منم طبعا افتادم تو خط کل کل که روش کم شهحالا از صبح گیر داده به سایت گروه و خوشبختانههمشم شکست خورده جز یک مورد خیلی کوچک که اونم خیلی مهم نبود و نتونست کار منو زیر سوال ببرهخب حقش بود وقتی مثل بچه ادم بهش می گم که من همه این وظایف رو انجام میدادم باور نمی کرد حالا بیاد ببینم حریف من میشه یا نه ...
ادامه مطلب
شاد باش عید را که می خوای بانگ کنی یادت می اید که خودت تا چند ساعت قبلش غرق در روزمرگی ها فراموشت شده بود.... یادت می آید که سالگرد ازدواج پدر و مادرت هم هست یادت می آید که اولین عید بعد ازعقدکنون برادرت هم هست یادت می آید که به خاطر دغدغه های شغلی .... چقدر خوشحال شده ای که فردا تعطیل است نفسی آسوده می کشی که چه خوب است عید است و تعطیل و فکر می کنی چقدر خدا هوایت را وقتی تو غافل بوده ای از همه چیز داشته وسط پیچ و خم های زندگی ات فقط از او می خواهی که برایت مسیر ها را روشن کند تا با پرتو نورش حرکت کنی نه در ظلمات و ترس ...
ادامه مطلب