این هفته که شروعش با میلاد جواد الائمه ، دردانه امام رضا بود برای همین صبح شنبه وقتی میخواستم لباس بپوشم ازآنجایی که مانتوی زرشکی رو برای پوشیدن انتخاب کرده بودم وقتی سراغ انتخاب رنگ مقنعه رفتم چشمم افتاد به روسری صورتی بلندی که داشتم و یهو دلم خواست که اونو بپوشم ولی خب جلوی خودموو گرفتم و آخرش تیپ اداری ام رو با مقنعه صورتی ست کردم ولی امان از دست این دل که بازم آروم نشد و تا اخر وقت من چند نفر از همکارا هم گفتم که دلم می خواسته به جای مقنعه ، روسری صورتی سرم کنم ! و شاید به نوعی تایید اونا رو برای امتحان کردن این تیپ می گرفتم ...
خلاصه که یکشنبه با تیپ جدیدم فتم اداره ! تنها تغییر همون روسری سر کردن بود البته... و کلی انرژی مثبت و حس خوب گرفتم از این انتخابم ... همه همکارای خانمی که منو دیدن کلی واکنش نشون دادن و خوششون اومده بود از نوع پوششم و این یعنی خلق یک روز عالی فقط با یک تغییر جزیی در ظاهر اداری!!
خودمم در نگاه همه، اون انتقال حال خوب و حس نشاطی که با دیدنم بهشون منتقل می شد رو می دیدم گل از گلشون می شکفت و لبخندی که با دیدنم به گوشه لب همه می اومد خیلی خوب بود
یکی از همکارا بهم گفت تو رو باید به عنوان کارمند الگو در حیطه ست کردن رنگها باهم معرفی کنن!
یکی دیگه ازهمکارا اعتراف کرد که هر وقت حالم خوب نیست و یک نشاط و شادی یهویی لازم دارم یه جوری می یام ببنمت چون انقدر رنگی و شاد و مرتب می پوشی ادم دلش باز می شه !
یکی از همکارای آموزش تا منو دید کلی شارژ شد و گفت که دلم گرفته بوده که یک دفعه دیدم اومدی اینجا با این ترکیب قشنگ و دلنشین کلی سرحال اومدم و البته باهم یک کم هم سر شعار جهانی سلامت " افسردگی بیا حرف بزنیم" صحبت کردیم چون گفت چند وقته فکرکنم افسردگی گرفتم حالم خوب نمی شه ... منم با حالت شوخی و در عین حال با هیجان گفت بیا حرف بزنیم !!خخخخ
یک چیز دیگه چون ظهر موقع برگشت با عینک آفتابی صورتی دیگه واقعا تیپم ست شده بود یکی از همکارا بهم گفت یعنی الان اتفاقی عینکتون ست شده یا ست کردین؟! خندیدم و گفتم ست کردم
وقتی هاج واج بودن تو چهره اش موج می زد گفت یعنی به تعداد رنگهایی که می پوشید مگه عینک دارین؟؟؟ زدم زیر خنده با سرخوشی گفتم نه دیگه اونجوری ولی ۴ تا عینک دارم که به اکثر طیف رنگها ست بشه! خخخخ
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان