خرید بک لینک
جمعه بود و تولد فایزه جان و ماه رمضان و مادرشوهری که قول یک افطاری جانانه و تشریفاتی را به عروسش داده بود برای تولدش!!

این شد که از ظهر شروع کردیم به ساختن پیراشکی و البته خود فایزه جان هم اومد کمک و صد البته با خنده و شرمندگی کیک تولدشم خودش همونجا پخت!! و عصری نزدیک اذون بود که عمو زنگ زد که اگه جایی نی رین بیاین افطار بریم کوهسنگی همگی

این شد که برای افطار سر از کوهسنگی در آوردیم و با افطاری به اندازه همه اعضای حاضر خانواده عمو و عمه و البته هر کس هم افطار خودش رو آورده بود و عمو هم لطف کزده بود و شله و حلیم خریده بودن

آخر شب هم کیک تولد رو همه با هم نوش جان کردیم که الحق خیلی هم خوشمزه ده بود صدای به به چه چه خانواده شوهر جان بود که نثار عروس خانم خانواده شد

کادو تولد هم یک پیراهن کوتاه حریر و یک قاب عکس چاپ شده از فایزه جان و یک کبلغ وجه نقد بود که البته توی خونه بهش کادوهارو دادیم بعد رفتیم افطاری

پ ن:19 خرداد96

برچسب: افطاری,طعم,تولد, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

صفحه بندی