دیروز بخش غیر رسمی دید و بازدیدهای نوروزی انجام شد که توی این قسمت همکارا از بخش های مختلف به صورت خود جوش و با تاکید بر دیدار افراد صمیمی تر باهم تا سایر همکاران اجرایی می شود
در این بین من اصولا عادت ندارم بشینم کسی بیاد دیدنم یعنی طاقت ندارم بیشتر و خودم بعد از خوردن اولین چای روزانه راه می افتم و دید و بازدیدام رو شروع می کنم اما چیزهایی که دیروز برام در هیجانات نوروزی جذاب بود واکنش همکاران مختلف بعد از دیدن من بود! خب اینکه عادت دارم کلا تیپ غیر رسمی و رنگی می زنم در کل سال خودش یک تفاوت بارزه همیشه ولی مثلا دیروز وقتی توی یکی از قسمتهای دانشکده وارد شدم بعد سلام و احوال پرسی یکی از همکارا بهم گفت که داشتیم فکر میکردیم تو با چه تیپ و رنگی می یای و جالبه که هر سال هم که فکر می کنیم هر حدسی میزنیم تو متفاوتتر از فرضیات ما ظاهر می شی و سورپرایز می شیم کلا (من یک روسری طرح دار جقه ایبا طرح های ابی سورمه ای خاکستری پوشیده بودم ) و همه که می شناسنت اما کسی هم نشناسه ادرس دار ترین فرد دانشکده ای بگیم همون که روسری مقنعه های رنگی می پوشه خخخ گم نمی شی هیچ وقت
یکی دیگه از دوستان بهم گفت سرند پی تی ! اونقدر این تشبیه جالب بود و که کلی خندیدم بهش و حال کردم (لیفت مژه کردم) خیلی جالبه برام که همکارا فهمیدن ولی خانواده و اقوام نه اینم جای شگفتی داره خوووو
امروزم که دید و بازدید رسمی بود که رئیس روسا میان و اساتید و همکارای دیگه و خب به صرف شیرینی و میوه و کافی میکس باقی دوستان که دیروز ندیده بویدم امروز رؤیت شدن
نکته جالب کل این دید بازدیدا اینه که گاها همکارا اعم از هیات علمی و کارمند حتی تو مسافرتم باشن حتما ودشون رو می رسونن به این مراسم بخور بخور خخخخخ که واقعا بری من عجیب و غیر قابل باوره مثلا یک از مسافرت رسیده ساعت 10 و نیم اومدن نیومدنش فرقی نداره و مرخصیه بیادم براش روز کاری رد نمی شه ولی از جاده خودشو رسونده به مراسم یکی دیگه بلیط گیرش نیومده ولی حاضره گرون تر بخره ولی برسه همش تماس می گیره روز قبل که دقیقا ساعت چنده مراسم 
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان