توی حیاط دانشکده بهداشت روی یک نیمکت بعد جلسه طرح پژوهشی نشسته بودم که یک گربه زرد اومد دقیقا در فاصله چند سانتی متریم نشست هرکارکردم نرفت اخرشم که رفت یک دفعه دیدم از روی درخت بالای سرم پرید رو نیمکت!! دیگه تصور کنید قیافه منو این وسط از ترس و پریدن از جا که همینم باعث شد بترسه بره بعد یک چند دقیقه دیدم داره لای پاهام راه میره پاهامو جمع کردم اوردم بالا که از پایین کنار دسته صندلی پرید رو نیمکت دوباره
بازم ترسیدم و اون در رفت خوب که در رفت و دور شد نفس راحتی کشیدم که اخیش مثل اینکه رفت نشستم به کارم برسم که یک دفعه دیدم یک چیزی از پشت، چادر سرم رو میکشه برگشتم دیدم ای وای .....
چادرمو به دندون گرفته و میکشه
دیگه با همه وجود پریدم و در رفتم از محل...
برچسب: گربه,گربه و ماهی,گربه نره,گربه پرشین,گربه های اشرافی,گربه ماهی,گربه وحشی,گربه سانان,گربه چکمه پوش,گربه ایرانی,
نویسنده: رضا کریمیان