خرید بک لینک
خبر یهویی ولی جذاب بود شوهر عمه گرامی طی تماس تلفنی به بابا خبر داد که دختر کوچولوش رو هم جواب دادن!

و البته وقتی خبر از کانال آقایون برسه هیچ جزئیاتی دریافت نمی کنی ضمن اینکه متوجه شدیم ما اولین فردی هستیم که خبر رو شنیدیم و از آنجا که هنوز علنی نشده بود از کسی هم نیم شد بپرسیم که داماد کیه و چطور شده که اونا به این زودی این یکی رو جواب دادند

خلاصه چندذ روز در خماری بودیم تا اینکه برای مراسم مولودی خوانی مجید جان با عمه تماس گرفتیم که دعوت کنیم و اونجا دیگه دل رو به دریا زده و خودمون ضمن تبریک جویای ماجرا شدیم عمه فکرمیکرد هنوز هیچ کس نیم دونه با تعجب پرسید که خبر از کجا درز کرده که متوجه شد شوهرشون لو دادن

و اما اینکه فهمیدیم دوتا خواهر با هم جاری هم شدند یعنی به برادرشوهر خواهرش ساراجون جواب دادند

و اما مراسم روز چهارشنبه بله برون بود که من و مامان و بابا رفتیم قوچان

پنج شنبه صبح عقد بالاسر حضرت بود مشهد

و جمعه عصر نامزدی قوچان در باغ خانواده آقای همسر که برای شرکت در این مراسم من و رحیمه فايزه جون با مجید و وحید رفتیم قوچان که البته آقایون نقش رسوندن مارو به محل برگزاری جشن برعهده داشتند

پ ن: البته شیما جون 23 سالشونه اما چون خواهرای دیگشون در 27-28 سالگی ازدواج کردند برای ما غیر منتظره بود یک کم

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 4:22

صفحه بندی