کادوی تولد - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:45
امروز تولد دختر دایی ام نازنین بود و من دیشب رفتم برای تولدش خرید کنم اول که کلا گفتم به من چه من بلد نیستم خرید برای بچه رو بعد باز وسوسه شدم رفتم لباس فروشی ها برای خرید ولی خب یه معضلی وجود داشت به اسم سایز... یعنی اصلا نمیتونستی بفهمی کدومو باید بخری اخه اینقدر کوچولو بودن ...حالا نازنین 5 سالشه...
مرخصی یهویی فقط جهت آرامش - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:45
شنبه و یکشنبه رو مرخصی گرفتم یعنی خب می دونید چی شد صبح شنبه از خواب که بیدار شدم یک دفعه دلم خواست که نرم سرکار...... خب اینکه نیمه ناهوشیار آدمها چی فکر می کنه نمی دونم ولی خب اینقدر اینکارم عجییب و غیر منتظره بود که وقتی به عاطفه خبر دادم که نمیام نوشت : حالت که خوبه؟ گفتم اره بابا خوبم فقط دلم ی...
یک دورهمی خانوادگی - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:44
پنج شنبه جلسه دورهمی زنانه فامیل خونه ما بود این دورهمی که در اولین پستهای این وبلاگ هم از اون گفته ام معمولا عصر یک پنج شنبه و ماهی یکبار برگزار میشه که به صورت قرعه محل برگزاری ماه بعدش مشخص میشه (البته با توافق ضمنی میزبان آینده) من که کلا مرخصی گرفتم و در خدمت مامان جون بودم اگرچهxa0به ظاهر هم ک...
یادگاری - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:44
دیروز نازنین دوست و همکارم بهم به رسم یادگاری و تشکر یک هدیه داد کلی ذوق کردم چون انتظارشم نداشتم یعنی خب چون دانشجوی دکتراست و اخر ترمی با مشکل کمبود وقت جهت تحویل پروژه ها و در عین حال خوندن درس ها مواجه شده بود ازم کمک خواست که اگه می شه براش یکی از کارای کلاسیش که تهیه یک مقاله در مورد سیاستگذار...
یک حس خوب از یک مدیر گروه فوق العاده سختگیر - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:44
مسلما با توجه به شرایطمxa0 به عنوان یک نیروی متخصص و البته روحیه شخصی خودمxa0 که از ایستا بودن بیزارم و همیشه و در هر موقعیتی سعی در ارتقا کاری دارمxa0چند وقتی است پیگیر جابه جایی شغلی هستم اما خب از آنجایی که راضی کردن مبدا و مقصد مهم است و منم باید رضایت دوگروهم رو داشتهxa0باشم کارم بسی سخت تر از ...
هورا ............یک عروسی تو خانواده - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:44
بالاخره امروز صبح بعد دوسال انشالله همه چی اوکی شد و داداش وحید قرار شد به همین زودی ازدواج کنه مراسم گفتگو قرار شد جمعه ۱۹ شهریور ماه و عقد بالای سر حضرت و باقی مراسم هم ۲۲ شهریور برابر با عید قربان برگزار بشه خانواده عروس جدید " رحیمه جان" هم فوق العاده خانواده خوب و با محبت و با ایمانی هستند و ام...
هدیه ای غافلگیر کننده - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:44
دیشب برای خریدهای رحیمه جان عروس جدید، با مامان و بابا رفتیم بیرون وxa0با سختگیری های من واسه قشنگ بودنxa0!! بالاخره چک و چونه برایxa0اعمال نظرم موفق شدیم تاxa0شب نیم ست و انگشتر نامزدی رو بخریم xa0xa0 در مغازه ای که قرار بود انگشتر نشون رو بخریمxa0حین انتخاب و البتهxa0انجام عملیات قانعxa0کردن مامان...
داماد خوش شانس - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:44
اقا الان دوهفته است در جنب و جوش تهیه مقدمات و خریدهای عقد و مراسم اقا دامادیم و وقت کم میاریم در حدی که من خواهر شوهر شاغل دیگه وقت خواب ندارم و خوابم میاد به شدت بعد این آقا داماد توی این گیرویری که هیچxa0کدوم فکر نمی کردیم ارشد قبول شده و کارای ثبت نام و برنامه های تنظیم کلاس و کار هم به اینا اضا...